السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
39
جواهر البلاغة ( فارسى )
يا شبيه البدر حسنا * و ضياء و منالا « 1 » و شبيه الغصن لينا * و قواما و اعتدالا آنت مثل الورد لونا * و نسيما و بلالا زارنا حتّى إذا ما * سرّنا بالقرب زالا « 2 » اى كه مانند ماه تمامى از زيبايى ، درخشش و دستيابى و شبيه شاخهاى از نرمى ، راستقامتى و اعتدال تو چونان گل سرخى از رنگ ، نسيم و ترى و طراوت . به ديدارمان آمد ، آنگاه كه به وصلش شادمان كرد ناپديد شد . يا صاحبىّ تقصيّا نظريكما * تريا وجوه الأرض كيف تصوّر « 3 » تريا نهارا مشمسا قد شّابه * زهر الرّبى فكأنّما هو مقمر « 4 » اى دو يار من نگاهتان را بر دوردست بيفكنيد تا ببينيد عرصههاى زمين چگونه شكل يافته است . مىبينيد يك روز آفتابى كه با شكوفههاى تپهها درهم آميخته به گونهاى كه مثل شب مهتابى است . « 5 » فكم معنى بديع تحت لفظ * هناك تزاوج كلّ ازدواج « 6 » كراح فى زجاج أو كروح * سرت فى جسم معتدل المزاج چهبسا معنى تازهاى كه با لفظى كاملا قرين و جفت شده است .
--> ( 1 ) - اين اشعار از ابو بكر خالدى است . ( مترجم ) ( 2 ) - در بيت اول ، شخص مخاطب شاعر ، مشبّه مفرد است و « بدر » مشبّهبه مفرد و « حسنا و ضياء و منالا » همه وجهشبههاست . در بيت دوم « غصن » مشبّهبه مفرد است و « لينا و قواما و اعتدالا » وجهشبههاست . در بيت سوم « انت » مشبّه مفرد است و « ورد » مشبّهبه مفرد و « لونا و نسيما و بلالا » همه وجهشبه است . ( 3 ) - اين شعر از ابو تمام است . ( مترجم ) ( 4 ) - در اين شعر مشبّه مركّب است و آن هيئتى است كه از مجموع روز آفتابى ، شكوفهها و گياهان سرسبز پديد آمده است و مشبّهبه شب مهتابى است . ( 5 ) - شاعر مىخواهد بگويد : گياهان به جهت كثرت و غلظت و شدّت سبزى رنگشان نزديك به سياهى شده است و از نور خورشيد كاسته است ، تا آنجا كه چون شب مهتابى گرديده ، پس روز آفتابى آميخته شده با شكوفه تپهها را به شب مهتابى تشبيه كرده است ؛ مشبّه مركب است و مشبّهبه مفرد مقيّد . ( 6 ) - « معنى بديع » مشبّه مفرد مقيّد است و به دو چيز تشبيه شده است : الف - شراب در شيشه ، ب - روان در جسم معتدل المزاج . و اين دو مشبّهبه نيز مفرد مقيّد است .